فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

334

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

آخرين پادشاه سلسلهء زنديه ، كه اين دوره از تاريخ ايران با خوشوقتى نام آن را بر خود نهاد . تمايز كريم خان از اين جهت است كه هرگز لقب « شاه » بر خود ننهاد و به داشتن لقب « وكيل » اكتفا كرد . وى شيراز را پايتخت كرد و به بناى چندين ساختمان مبادرت ورزيد كه در بين آنها « بازار وكيل » را ، كه زيباترين بازارهاى ايران و يادگارى از كفايت و ذوق و سليقهء اوست ، مىتوان نام برد . مراجعهء مختصرى به زندگى لطفعلى خان معرف و نمايندهء عصرى است كه وى در آن خودنمايى كرده است . وى از بزرگترين قهرمانان و دليران برجسته و ممتاز تاريخ ايران است . پس از مرگ كريمخان وكيل ، بر تخت سلطنت جلوس كرد و اعتماد و اطمينان كامل خود را به وزير خويش ابراز داشت . ولى اين وزير نالايق از روى دنائت و پستى او را به دشمنانش ، يعنى قاجاريه ، كه تابع آغامحمد خان قاجار بودند تسليم كرد . لطفعلى توانست از صفوف دشمن بگذرد و فرار كند و در كرمان سپاه كوچكى گرد آورد . در كرمان او را محاصره كردند و به خاطر او آنقدر محاصرهء شهر را ادامه دادند تا نصف سكنهء آن از گرسنگى به هلاكت رسيدند . سرانجام چون لطفعلى خان وضع را وخيم ديد بر يكى از خندقهايى كه شهر را محصور كرده بود با تخته‌پاره‌اى پل زد و از ميان سپاهيان دشمن گريخت . سپس رو به جنوب رفت و به شهر بم رسيد . در آنجا ميزبان خائن وى او را تسليم دشمن خونخوارش كرد و دشمن با دست خود چشم شاهزاده را از جاى كند و بعد او را خفه كرد . اين فاتح به اين كار اكتفا نكرد و باقيماندهء سكنهء كرمان نيز به سرنوشت لطفعلى خان دچار شدند . دو هزار زن و كودك را به عنوان برده فروختند . آغا محمد خان ، كه حيوانى به صورت انسان بود ، براى اطفاى شهوت خون‌آشامى خود به در آوردن چشمهاى 000 خ 70 تن از اهالى كرمان مبادرت ورزيد و تا چشمهاى اين عده را در حضور او نشمردند آرام نگرفت . سپس رو به وزير خود كرده گفت . « هرگاه يك چشم از اين مقدار كمتر بود دستور مىدادم چشمهاى تو را در آورند » به اين ترتيب با پركردن بازارها و كوچه‌هاى كرمان از كور و فقير انتقام خود را از كرمانيان باز ستاند . سلسلهء قاجار اين چنين روى كار آمد . آغا محمد خان در سال 1795 م « 1 » يعنى در همان سال اول سلطنت خود با 000 خ 60 تن

--> ( 1 ) . محمد خان قاجار در سال 1779 م برابر 1193 هجرى قمرى سلطنت را در دست گرفت . نه در 1795 ( نك : به طبقات سلاطين اسلام ، تأليف لين پول ترجمهء مرحوم عباس اقبال ) . - م .